حميد احمدى
82
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
راضى نبودند . « 1 » حضرت امير عليه السلام بدين پندار اينچنين پاسخ مىدهد : پندارد با دستش بيعت كرده است نه با دلش . پس بدانچه به دستش كرده ، اعتراف مىكند و به آنچه به دلش بوده ، ادعا . پس بر آنچه ادعا كند ، دليلى روشن بايد ، يا در آنچه بود و از آن بيرون رفت . « 2 » طلحه و زبير به دليل جاهطلبى از يكسو و نبودِ پشتوانه مردمى از سوى ديگر ، ناگزير به عايشه پناه بردند و در ائتلاف با بنىاميه شركت جستند . عايشه كه پيشتر ، از عثمان عيبجويى مىكرد ، موضع خويش را تغيير داد و به خونخواهى از او پرداخت . آنها كه هرگز نمىتوانستند كوششهاى خود را به ثمر رسانند ، با راهپيمايى به سوى بصره على عليه السلام را تهديد به تجزيه عراق نموده ، با ايجاد مسألهاى مشابه در عراق طغيان شام را مضاعف كردند . پس از تأمل و درنگ بسيار ، امام على عليه السلام به سوى كوفه حركت كرد و در آنجا موفق شد نيروى كافى براى مقابله با پيمانشكنان و آشوبگران گرد آورد . حضرت در خطبهاى به مردم اعلام داشت : آگاه باشيد كه شيطان حزب خود را فراهم ساخته و سوار و پيادهاش را فراخوانده و به سوى شما تاخته . حقيقتبينى من با من است ؛ نه حق را از خود پوشيده داشتم و نه بر من پوشيده بوده است . به خداسوگند ! براى آنان آبگيرى پر كنم كه چون بدان درآمدند ، برونشدن نتوانند ، و چون برون شدند ، خيال بازگشتن در سر نپرورانند . « 3 » بنابراين تنها چند ماه پس از به حكومت رسيدن امام عليه السلام نخستين شورش داخلى با تحريك گروهى پيمانشكنان به رهبرى طلحه ، زبير و عايشه ( سال 36 ق ) بر پا گرديد . به بيان يكى از محققان معاصر ، سران جمل نماد خط ميانه در قريش بودند كه پس از خلافت عمر ، با روىكار آمدن عثمان از قدرت بر كنار مانده بودند . « 4 » آنان در فرصت پيشآمده در قيام مردم ، با فرصتطلبى خود قيام را به افراط كشاندند ؛ بدين گمان كه موقعيت خويش را با حذف عثمان به دست آورند ، اما بيشتر انصار و مردم مدينه و نمايندگان عراق ، به امام على عليه السلام متمايل بودند ، از اين رو با اصرارْ
--> ( 1 ) . ابنواضح احمد بن ابىيعقوب ، تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 180 . ( 2 ) . گردآورنده محمد بن حسين ( سيد رضى ) ، نهجالبلاغه ، ترجمه سيدجعفر شهيدى ، خطبه 8 . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . بنگريد به : رسول جعفريان ، تاريخ سياسى اسلام ( تاريخ خلفا ) ، ج 2 ، ص 256 .